خرید بک لینک
تو مرا آنقدر آزردی،
که خودم کوچ کنم از شهرت,؛
بِکنم دل ز دل چون سنگت
تو خیالت راحت،
می روم از قلبت

می شوم دورترین خاطره در شب هایت...
تو به من می خندی
و به خود می گویی:
باز می آید می سوزد از این عشق
ولی...
برنمی گردم نه!

می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد،
عشق زیباست و حرمت دارد...

تو بمان,،
دلت ارزانی هرکس
که دلش مثل دلت
سرد و بی روح شده است،
سخت بیمار شده است،
تو بمان, در شهرت,!

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:35

از تویه این کوچه رد میشی و میری
از منو احساسم
فاصله میگیری
روشن ِ با فکرت خونه ی ِ تاریکم
وقتی ازم دوری
من به تو نزدیکم
اما سکوت, ِ بین ِ ما هیچوقت نمیشکنه
هیچوقت نتونستم بگم
چی تو دل ِ منه
امیدم این روزا فقط به لبخند ِ توئه
آخر یه روز به حرف میای
دلم روشنه ..

برچسب: نویسنده: آریا رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:35

صفحه بندی